صدای مرا از ایران می شنوید
صدای مرا از ایران می شنوید
بهاره هدایت
دانشجویان و اساتید گرامی، مهمانان ارجمند
سلام
من بهاره هدایت هستم از اتحادیه دانشجویی «دفتر تحکیم وحدت» در کشورم ایران. من بسیار علاقمند بودم که در جمع شما حضور یابم اما در کشوری که گفتگو با رسانه های خارجی یا حتی دریافت ایمیل از خارج کشور می تواند تبعات سنگینی داشته باشد، خروج احتمالی من می توانست موجب دستگیری ام به جرم جاسوسی و ارتباط با بیگانگان شود.
دوستان من، دوستانی که در کشورهای آزاد زندگی می کنید! صدای مرا از ایران می شنوید. کشوری که در آن رئیس جمهورش وقتی مهمان خبرنگاران می شود از دروغ گویی ابایی ندارد و حتی ایران را «آزادترین کشور جهان» می شمارد و با وجود استبداد سیاسی و از هم گسیختگی اقتصادی در داخل کشورش، ادعای مدیریت جهان را در سر می پروراند.
من ایرانی ام. کشوری با تمدنی سه هزار ساله که صد سال است برای رسیدن به آزادی و دموکراسی تلاش می کند. در این سالها دو بار انقلاب کرده ولی هنوز به خواسته های تاریخی خود دست نیافته است. در کشور من نقش جنبش دانشجویی برای دستیابی به این خواسته های تاریخی که همانا آزادی و عدالت است بسیار مهم تلقی میشود. چون ارکان جامعه مدنی مثل احزاب و NGO ها و روزنامه و رسانه های مستقل و آزاد یا وجود ندارند و یا به شدت تحت فشارند بنابراین نقش آفرینی جنبش دانشجویی در تلاش برای دموکراسی بسیار سرنوشت ساز تلقی می شود.
شما دانشجویان اروپایی، خصوصا اروپای غربی شاید از دیکتاتوری و استبداد و فضای بسته فقط نامی شنیده باشید. اما ما در ایران آن را با گوشت و پوست خود لمس می کنیم. اینجا مردم و دانشجویان حتی برای گزارش کردن وقایعی که دیده اند زندانی و محاکمه می شوند. ما فیلم ها و تصاویر اعتراضات دانشجویی را در فرانسه، ایتالیا، یونان و اخیرا در آلمان دیده ایم. اما می دانیم که وقتی در ایران یک دهم این اقدامات از جانب دانشجویان صورت می گیرد بدون شک عقوبت های سنگینی مثل زندان های انفرادی طویل المدت، شکنجه، احکام جزایی سنگین و محرومیت از تحصیل را برای آنان به دنبال می آورد. و نمونه های بسیاری دیده ایم. مثلا در سال 2002 یکی از اساتید دانشگاه به جرم نقدی که بر خرافات مذهبی وارد کرد، به اعدام محکوم شد. دانشجویان با تظاهراتی گسترده و آرام در محیط دانشگاه هایشان توانستند حکومت را مجبور به تعلیق این حکم کنند. ما در آن تظاهرات, نه شیشه ای شکستیم, نه ماشینی آتش زدیم, نه خیابان بستیم, تنها یک روز کلاس هایمان را تعطیل کردیم, و چندین تجمع بزرگ در داخل دانشگاه ها ترتیب دادیم. اما اندکی بعد سازمان دهندگان آن اعتراضات آرام و مسالمت آمیز دانشجویی بازداشت و شکنجه شدند و به 5 سال زندان محکوم شدند.
سال گذشته، وقتی دانشجوی دختری مورد اخاذی و تهدید برای تجاوز به عنف از جانب معاون دانشگاه قرار گرفت، کسانی که در این میان محاکمه و از دانشگاه اخراج شدند، دانشجویانی بودند که این موضوع را افشا کرده و به آن اعتراض کرده بودند!
در ایران ورود به دانشگاه بعد از پشت سر گذاشتن یک آزمون سراسری بسیار دشوار ممکن می شود و رقابت در این آزمون بسیار فشرده است. چند سالی است که دختران گوی سبقت را ربوده اند و بیش از 60 درصد قبولی ها را تشکیل می دهند. اما حاکمیت با ایجاد مانع بر سر راه تحصیل دختران اقدام به نوعی فیلترینگ در این راستا کرده تا قبولی دختران کمتر باشد. و عملا حق بسیاری از آنان را برای تحصیل در رشته مورد علاقه شان از بین می برد.
مطالبات دانشجویان منتقد در ایران، مطالبات بسیاری از مردم است، ما آزادی بیان و آزادی آکادمیک می خواهیم. ما می خواهیم اساتید مستقل در دانشگاه تدریس کنند، ما می خواهیم هر کس عقیده خود را آزادانه بیان کند و پس از بیان آن مورد تهدید و توبیخ قرار نگیرد، ما می خواهیم مناسبات اقتصادی و سیاسی دولت با چین و روسیه رصد شود تا مردم بدانند که چه میزان از نفت و گاز و منابع و بازار اقتصادی مان خرج سیاست های تشنج آفرین دولت احمدی نژاد و جاه طلبی های هسته ای و نظامی دولت او می شود. ما می خواهیم حوزه خصوصی افراد محترم شمرده شود، ما می خواهیم حذف سیستماتیک روشنفکران و دگراندیشان برچیده شود. ما می خواهیم تبعیض جنسیتی در دانشگاه و جامعه کاهش یابد. ما می خواهیم برگزاری انتخابات در کشور فقط برای حفظ موقعیت و ارتقاء پرستیژ بین المللی حاکمان نباشد و نمایندگان واقعی مردم بتوانند آزادانه در انتخابات کاندیدا شوند و سلامت انتخابات تضمین شود.
دوستان محترم، در ماه ژوئن گذشته، در کشور ما انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد. در این انتخابات چیزی شبیه یک کودتا از جانب دولت و نیروهای مستقر انجام گرفت. میلیون ها نفر از جنبش سبز مردم ایران در اعتراض به نتایج این انتخابات به راهپیمایی سکوت دست زدند. اما نظامیان و شبه نظامیان مردم سبزپوش را در خیابانها به رگبار بستند و آنهایی را که دستگیر کرده بودند مجبور کردند بر علیه خودشان اعتراف کنند. در زندان کهریزک آنقدر جوانها را کتک زدند که تعدادی از آنها، از جمله چند دانشجو، زیر این شکنجه ها کشته شدند. ما معتقدیم همان گونه که نقض فاحش حقوق بشر و بدرفتاری با زندانیان در زندان های گوانتانامو و ابوغریب به حق مورد اعتراض کلیه آزادیخواهان در جهان قرار گرفت، شکنجه و بدرفتاری با مردم ایران در زندان کهریزک نیز باید مورد توجه قرار گیرد, چرا که در واقع ابعاد جنایت های صورت گرفته در کهریزک چیزی کمتر از گوانتانامو و ابوغریب نداشته است.
اما شما به من بگویید که آیا اخبار اعتراضات گسترده دانشجویی و جنبش سبز را در کشور من دنبال می کنید؟ آیا می دانید که حمایت شما از مطالبات ما چقدر می تواند مؤثر باشد و دست دولت کودتایی احمدی نژاد را در سرکوب های خشن و گسترده اش ببندد؟ تصور نکنید که دانشجویان ایرانی همانها هستند که در هر مناسبتی جلوی سفارتخانه های کشورهای اروپایی پرچم ها را به آتش می کشند و به سران آن کشورها توهین می کنند. آنها وابستگان به یک نهاد نظامی هستند که از ساپورت مالی و تبلیغی آن نهاد نظامی و یا دولت بهره مندند و همانها عامل سرکوب دانشجویان منتقد و آزادیخواه در دانشگاه بشمار می روند.
تصور شما مثلا از برگزاری یک تجمع اعتراضی دانشجویی و برخورد پلیس با آن در ایران با آنچه در کشور خودتان اتفاق می افتد، تصویری بسیار ناهمگون و نامتجانس است. در اینجا تجمع اعتراضی یعنی کتک خوردن، یعنی بازداشت، یعنی مورد توهین قرار گرفتن، یعنی شکنجه برای گرفتن اعترافات غیرواقعی و دروغ، یعنی سلول انفرادی، یعنی محروم شدن از ادامه تحصیل، یعنی ممنوع الخروج شدن از کشور، یعنی متهم شدن به تبلیغ علیه نظام و اقدام بر علیه امنیت ملی، یعنی زندانی شدن به مدت 3 سال، 4 سال، 5 سال… در کشور من، دولت منابع خبری را سانسور می کند و اگر منفعتش ایجاب کند به جعل اخبار می پردازد و در کل کشور منتشر می کند. دولت برای فیلترینگ گسترده علوم انسانی با معیار و ملاک مذهب برنامه ریزی می کند…. اینجا آزادی تنها برای دوستان دولت معنا دارد….. اینجا جمهوری اسلامی است. این روش حکومتی آنهاست.
دوستان من، آیا گسترش دموکراسی و زیستن در جهانی با خشونت کمتر برای شما انگیزه ی حمایت از جنبش دانشجویان ایرانی را فراهم نمی کند؟ بی تفاوت گذشتن از کنار خشونت های آشکار تحمیل شده بر دانشجویان ایرانی، نوعی همراهی با دولت کودتایی ایران تلقی می شود و این برای ایرانیانی که روش جامعه غربی را در پیاده سازی حقوق بشر و دموکراسی می پسندند باورنکردنی است. برایتان حقوق بشر مهم است؟ آزادی بیان مهم است؟ می خواهید شدت خشونت ها کمتر شود؟ می خواهید در نقطه دیگری از این عرصه پهناور گیتی مشعلی از آزادیخواهی همچنان روشن بماند؟ پس در قبال این جنایتها و خشونت و سرکوب سکوت نکنید.
نشست پر ثمری برای شما آرزو می کنم
بهاره هدایت
16 آذر 1388





ba dorod faravan bar to va tamami hamvatanane mobarez,man daste shoma ra mifesharam va hamrahi va poshtibani khod ra bashoma ebraz midaram be omid pirozi bar hamee zede arzeshha.(lenin migojad jk sazeman kotchak vali mostahkam beman bedahid ta enghelab konam)