<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>Iranpy.net &#124; Iranian Progressive Youth &#187; فارسی</title>
	<atom:link href="http://iranpy.net/articles/category/persian/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://iranpy.net</link>
	<description>Iranian Progressive Youth</description>
	<lastBuildDate>Sat, 28 Jan 2012 17:46:50 +0000</lastBuildDate>
	<language>en</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
			<item>
		<title>آیا می توان آزادی را به دیگران تحمیل کرد؟</title>
		<link>http://iranpy.net/articles/1138</link>
		<comments>http://iranpy.net/articles/1138#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 11 Apr 2011 22:02:01 +0000</pubDate>
		<dc:creator>alireza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Article]]></category>
		<category><![CDATA[Politics]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[nasiri]]></category>
		<category><![CDATA[philosophy]]></category>
		<category><![CDATA[politics]]></category>
		<category><![CDATA[shahin]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iranpy.net/?p=1138</guid>
		<description><![CDATA[آیا می توان آزادی را به دیگران تحمیل کرد؟ شاهین نصیری برای پاسخ به هر پرسشی در رابطه با آزادی بسیار وسوسه انگیز است که این پرسش را در جایگاه یک مفهوم و با رویکردی نظری بررسی کنیم. بی درنگ انسان مدرن و عقل گرا گرایش به این دارد تا تعریفی ایستا از آزادی فرموله [...]<h3>Related Posts</h3>
<ol class="yarpp">
		<li><a href="http://iranpy.net/articles/975" rel="bookmark">هستی انسان در افق سازمانیابی دیگرگون &raquo;</a><!-- (6.3)--></li>
	</ol>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<!-- Start Shareaholic LikeButtonSetTop Automatic --><!-- End Shareaholic LikeButtonSetTop Automatic --><h3 style="text-align: right;"><strong>آیا می توان آزادی را به دیگران تحمیل کرد؟</strong></h3>
<p style="text-align: right;"><strong><em>شاهین نصیری</em></strong></p>
<p style="text-align: right;">برای پاسخ به هر پرسشی در رابطه با آزادی بسیار وسوسه انگیز است که این پرسش را در جایگاه یک مفهوم و با رویکردی نظری بررسی کنیم. بی درنگ انسان مدرن و عقل گرا گرایش به این دارد تا تعریفی ایستا از آزادی فرموله کند. نتیجه ی چنین دیدگاهی چیزی جز فروکاستن آزادی به اُبژه ای مکانیکی نیست. ابتدا آزادی مرزبندی شده و به شکل  اُبژه ای تحقیق پذیر صورت بندی می گردد.  در پی این تقلیل، آزادی تنها در رابطه اش با انسان درک می شود</p>
<p style="text-align: right;">اما باید در نظر داشت که آزادی یک خصیصه انسانی نیست، بلکه این انسان است که به آزادی تعلق دارد. آزادی تنها یک تفکر یا مفهوم نیست. حتی آزادی وسیله ای برای سلطه بر طبیعت و انسان نیز نیست</p>
<p style="text-align: right;">آزادی چشم انداز و نمایانگر زندگی ماست. به همین دلیل است که با آفرینش پیوند خورده است. آزادی افق و مرزهای  ما را هرباره می گسترد. اندیشه، واژگان و کردار ما را آشکار می سازد. آزادی دنیای امکانات است در فرایند شدن</p>
<p style="text-align: right;">درفقدان آزادی فضای بی تفاوتی حاکم است و راه اندیشه بسته. برای گذار از این سربستگی، انسان نیازمند آن است با کرداری باز با دنیای اطراف خود تعامل داشته باشد. تنها با پرسشگری و پژواک آوای آن در پژوهش، آدمی قادر است که خویشتن را از اشکال تقلیل گرایانه و کنترل کننده ی «آزادی» رها سازد. و فقط از طریق انتقاد از خود، هرکس مرزها و محدودیت های خویش را باز می شناسد</p>
<p style="text-align: right;">این خود زمینه ایست برای شنیدن آوای دگربودگی. بنابراین لحظه ای درک این مقوله در دنیای واقع هموار می شود  که انسان درباره ی کردار خویش باندیشد و با منشی روادارانه با دیگری به گفتگو بنشیند؛ این در جایگاه خود نقطه ی آغازیست برای تجربه ی آزادی در تمامیت آن</p>
<p style="text-align: right;">آزادی دربرگیرنده آشکاراگی است. بنابراین آزادی فردی انسان را تنها می توان همراه با آزادی دیگری درک کرد. با آفرینش تاویل های جدید می توان با آزادی رودرو شد.  با این وجود پرسش بنیادین دست نخورده باقی خواهد ماند، چراکه خود را نمایان نمی سازد: به راستی آزادی چیست؟</p>
<div class="shr-publisher-1138"></div><!-- Start Shareaholic LikeButtonSetBottom Automatic --><!-- End Shareaholic LikeButtonSetBottom Automatic --><h3>Related Posts</h3>
<ol class="yarpp">
		<li><a href="http://iranpy.net/articles/975" rel="bookmark">هستی انسان در افق سازمانیابی دیگرگون &raquo;</a><!-- (6.3)--></li>
	</ol>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://iranpy.net/articles/1138/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ایدئولوژی</title>
		<link>http://iranpy.net/articles/934</link>
		<comments>http://iranpy.net/articles/934#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 20 Nov 2010 14:35:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>alireza</dc:creator>
				<category><![CDATA[Article]]></category>
		<category><![CDATA[Culture]]></category>
		<category><![CDATA[فارسی]]></category>
		<category><![CDATA[culture]]></category>
		<category><![CDATA[nasiri]]></category>
		<category><![CDATA[philosophy]]></category>
		<category><![CDATA[politics]]></category>
		<category><![CDATA[shahin]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://iranpy.net/?p=934</guid>
		<description><![CDATA[ایدئولوژی برای واژگون کردن یک ایده ی همه پسند قرن ها وقت لازم است. ولتر واژه ی ایدئولوژی برگرفته از دو واژه ی یونانی است: ایده و لوگوس. هر دو واژه ریشه ی عمیقی در فلسفه ی یونان دارند و پایه های فلسفه در شناخت شناسی، هستی شناسی و&#8230; را شکل می دهند. برگردان واژه [...]<h3>Related Posts</h3>
<ol class="yarpp">
		<li><a href="http://iranpy.net/articles/975" rel="bookmark">هستی انسان در افق سازمانیابی دیگرگون &raquo;</a><!-- (5.9)--></li>
	</ol>
]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<!-- Start Shareaholic LikeButtonSetTop Automatic --><!-- End Shareaholic LikeButtonSetTop Automatic --><p style="text-align: right;"><strong>ایدئولوژی</strong></p>
<p style="text-align: right;">برای واژگون کردن یک ایده ی همه پسند قرن ها وقت لازم است. ولتر</p>
<p style="text-align: right;">واژه ی ایدئولوژی برگرفته از دو واژه ی یونانی است: ایده و لوگوس. هر دو واژه ریشه ی عمیقی در فلسفه ی یونان دارند و پایه های فلسفه در شناخت شناسی، هستی شناسی و&#8230; را شکل می دهند. برگردان واژه ایدئولوژی را می توان « شناخت ایده » دانست. ترکیب این دو واژه به توسط کنت دستو دتراسی در قرن هجدهم وارد گفتمان روشنگری شد. وی ایدئولوژی را «دانش ایده ها» تعریف کرده و معتقد بر آن بود که ایده از طریق ادراک حسی انسانی شکل می گیرد و نقش ادراک عقلی در ایجاد آن بسیار محدود می باشد. در تحلیل وی، ایدئولوژی محدود به سیاست و علوم اجتماعی نبود بلکه دستگاه آموزشی را نیز در بر می گرفت. در قرن نوزدهم این واژه بار منفی به خود گرفت تا جایی که حتی ناپلئون برچسب «ایدئولوگ» را برای کسانی به کار می برد که از دنیای عملی دور هستند و همواره مشغول خیال پردازی. مارکس از اولین متفکرانی است که در فلسفه ی سیاسی به مفهوم ایدئولوژی پرداخته است. وی در آثارش از سه چشم انداز این مقوله را مورد بررسی قرار داده است</p>
<p style="text-align: right;">یکم. ایدئولوژی ساختار دروغین افکار و انگاره های است که به توسط طبقه ی حاکم اشاعه داده می شود تا از طریق آن سلطه ی ذهنی- فکری خود را بر ابزار تولید تثبیت کرده و هژمونی سیاسی و اجتماعی این طبقه را به نتیجه برساند. وی در این رابطه از واژه ی ایدئولوژی بورژوازی هم استفاده کرده است<br />
دوم. در تعریف دوم مارکس ایدئولوژی را باور تمام طبقات اجتماعی تلقی می کند به شکلی که در هر طبقه، بر اساس نیازها و مطالبات مربوط به آن طبقه، باورها و راه فکری شکل می گیرد. این تعریف را ایدئولوژی طبقات می توان نامید<br />
سوم. سومین راه بررسی ایدئولوژی که کمتر در آثار مارکس یافت می شود تعریفیست که بر اساس آن ایدئولوژی رویداد عمومی و فراگیری است که روند شکل گیری باور، فکر و تولید را تعیین می کند</p>
<p style="text-align: right;">در تعریف اول، ایدئولوژی در ردیف «آگاهی دروغین» قرار می گیرد. در تعریف دوم ایدئولوژی فراگیر تر و مربوط به تمام طبقات می شود. تعریف سوم نیز تعریفی است که در علوم انسانی، از جمله روانشناسی اجتماعی, کاربردی گسترده تر دارد<br />
آنتونیو گرامشی همانند مارکس ارتباطی درونی بین هژمونی و ایدوئولوژی را فرض می کند. وی در این باره می نوشت زمانی که مردم از یک دریچه به قضایا نگاه کنند و حتی نوع دیگردیدن برایشان غیر قابل تصور باشد ما با مفهوم هژمونی سروکار داریم<br />
از دیدگاه آلتوسر ایدئولوژی همانند «ناخودآگاه» جایگاهی ابدی دارد و از آنجا که با ابدی بودن نا خودآگاه گره خرده در گستره ی تاریخ نمی گنجد. وی ساختار بازتابی ایدئولوژی را در این می بیند که در آن اندیویدو به سوژه تبدیل می شود و تحت سلطه ی این سوژه قرار می گیرد. بنابراین در این محتواست که رابطه ی سوژه ها با هم تعریف می شود. این تضمینی است برای آنکه ساختار مناسبات حقیقت آنچنان که جلوه گر است شناخته شود. از دیدگاه آلتوسر تمام این فرایند خلاصه می شود به یک نوع گارانتی برای بازتولید مناسبات تولیدی در آگاهی سوژه به توسط دستگاه تولید ایدئولوژی</p>
<p style="text-align: right;">در روزگار ما برخی، خصوصا در بین نو لیبرال ها، ایدئولوژی را در تقابل با راسیونالیزم سیاسی تلقی و آن را درکی سطحی و غیرعلمی از مناسبات و تعامل انسانی قلمداد می کنند. بنا بر این استدلال «هوادارن ایدئولوژی» با تثبیت «حقیقت» راهی غیر دموکراتیک و غیر عقلانی را پیش می گیرند. آنچه در محتوای تفکر ایدئولوژیک وجود دارد به خاطر بار متافیزیکی آن قابل اثبات یا انکار نیست. پرسشی که این بخش از ناقدان پاسخ نمی دهند این است که آیا نو لیبرالیسم نیز یک ایدئولوژی است یا خیر؟ آیا این دیدگاه ایدئولوژی زدا که در عمل باید قابل دفاع باشد خود ایدئولوژیک نیست؟ این دو سوال ( جدا از آنکه تناقض این نوع استدلال ازطریق دستگاه رسمی- منطقی قابل پیش بینی است) ما را به درک مفهوم حقیقت می رساند. باید به طوری نشان داد که آگاهی راستین چگونه از ادراک دروغین قابل تمییز می باشد؛ و مهمتر از آن ملاک (مترون) ما برای بررسی سامانه حقیقت در کجا نهفته است؟</p>
<p style="text-align: right;">شاهین نصیری<br />
shaahin.nasiri@gmail.com</p>
<div class="shr-publisher-934"></div><!-- Start Shareaholic LikeButtonSetBottom Automatic --><!-- End Shareaholic LikeButtonSetBottom Automatic --><h3>Related Posts</h3>
<ol class="yarpp">
		<li><a href="http://iranpy.net/articles/975" rel="bookmark">هستی انسان در افق سازمانیابی دیگرگون &raquo;</a><!-- (5.9)--></li>
	</ol>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://iranpy.net/articles/934/feed</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

